|
|
|
|
|
محمد اوراز کوهنورد ایرانی و یکی از بهترین کوهنوردان جهان در دوران پایانی زندگی کوتاه خود بود.وی در یکی از صعودهایش به قله گاشبروم ۱، از قلل رشته کوه هیمالیا بر اثر سقوط و علیرغم تلاشهای چند روزه دوستانش در رساندن وی به پایین کوه، جان سپرد.
درباره اوراز تاريخ و محل تولد : شهريور 1348 ، نقده - آذربايجان غربي صعودهاي برون مرزي1376 - صعود قله راکاپوشي (7788 متر) ، پاکستان
مدارک و افتخارات1377 - نخستين فرد مسلمان صعودکننده به قله اورست (در اين صعود سه ايراني مسلمان ديگر نيز همراه با اوراز موفق به صعود اورست شدند). منبع:قلمروکوهستانی ایران |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
|
||
|
|
|
|
|
رييس فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي دلايل سقوط دكتر بهاءلو پزشك تيم ملي اميد و كليه اقدامات انجام شده براي يافتن وي را تشريح كرد. به گزارش ايسنا، در حدود يك ماه پيش دكتر سعيد بهاء لو پزشك تيم ملي اميد كوهنوردي در مسير بازگشت از قلهي تيلي چوپيك هيماليا دچار سانحه شد و سقوط كرد. در پي اين حادثه، برنامهي جستوجوي گستردهاي انجام شد. اما جستوجوگران موفق به يافتن اثري از وي نشدند و تنها كفش و لوازم پزشكياش كشف شد. محمود شعاعي رييس فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي در گفتوگوي اختصاصي با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) جريان اين جستوجو را به طور كامل تشريح كرد. * نفرات خوبي انتخاب شده بودند شعاعي با اشاره به اينكه نفرات انتخاب شده براي اين صعود سخت دقيقا طبق ضوابط فدراسيون انتخاب شده بودند گفت: در ميان تيم هفت نفره ايران چهار نفر آنها تجربهي صعودهاي هفت هزار متري را در كارنامه داشتند كه اين نشان دهندهي تركيب خوب براي صعود است. وي ادامه داد: دكتر بهاءلو قرار بود در اعزام برودپيك (ارديبهشت ماه) همراه تيم باشد. او از سوي كميته پزشكي كوهستان به ما معرفي شده بود. در صحبتي كه با هم داشتيم عنوان كرد چون آزمون تخصصي دكترا دارد ميتواند زودتر از صعود بازگردد و يا زمان اعزام تغيير كند كه گفتيم نميشود. در نتيجه حضور او در تيم برودپيك منتفي شد. وي افزود: در اعزام تيم به قلهي «تيلي چوپيك» نيز بهاءلو براي همراهي تيم معرفي شد. او در دانشگاه تهران بيماريهاي ارتفاع را تدريس ميكرد و فردي بسيار محترم بود. به همين دليل تصميم گرفتيم در اين اعزام حضور داشته باشد. اما در همان ابتدا با او شرط كرديم كه تنها حق بالا رفتن تا "بيس كمپ" را دارد و اصلا نبايد بالاتر برود. با او شرط كرده بوديم كه به هيچ عنوان در تيم صعود به قله قرار ندارد. رييس فدراسيون كوهنوردي ادامه داد: عليرغم تمام اين پيش شرطها هنگامي كه درخواست وسايل او را داديم، وسايل صعود را خواسته بود كه برخي از آنها را تهيه نكرديم. اما متوجه شدم خودش اين وسايل (مانند كفشهاي صعود) را از ايران تهيه كرده و به دنبال برده است. منبع: کوهنورد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
||
|
|
|
|
من بشرم ... بشری که به هرکجا سرک می کشد... بشری که حتی دست از سرآسمانها نیز بر نداشته ... بشری که به آنچه میخواهد میرسد .. اما تو به چه خواهی رسید؟!! کوه جلوه گاه زیباترین زیبایی ها به کوه می روم در بلندترین نقطه به اوج لذتی که میخواهم می رسم... در کوه گوئی به خدا نزدیکترم... احساسش می کنم ... هر قدم انگار نزدیکتر می شوم به او... کوه غرور دارد اما در عین حال متواضع ترین است... در پیش گامهایم سر خم می کند و با خشوع تمام به من می گوید خوش آمدی ... و من می خندم در بلند ترین اوج کوه با اینکه زندگی ام در دستانش است به او می خندم.... از فتحت خوشحال میشوم و نمی دانم تو دستت را باز گذاشته ای... و مانند مادری که خوشحال میشود از اینکه کودکش بر پشتش سواری بخورد می خندی... دوستت دارم کوه عزیز.... قدرت را می دانم .. همواره من را بپذیر ... ای زیبای پرعظمت... دوباره زمستون از راه میرسه... من عاشق کوهنوردی در این فصلم ... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
|
||
|
|
|
|
|
کروکی کوههای بینالود و شیرکوه و تفتان (ادامه مطلب)
منبع: هم طناب. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
||
|
|
|
|
|
مکان : ارتفاعات یل چشمه . ارتفاع حدود۱۶۰۰ متر.
زمان: جمعه ۷/۹/۸۷ . حرکت ساعت 30/5 از خیابان انقلاب کلاله. تعداد افراد ۵۳نفر - 9 نفر خانم و۴۴نفر آقا. پس از تجمع و شمارش و نوشتن لیست اسامی سوار بر مینی بوس ها به سمت منطقه مورد نظر حرکت کردیم.روستای یل چشمه در شرق شهرستان کلاله واقع شده. و از مناطق بکر و زیبای منطقه به شمار می رود. ارتفاعات یل چشمه در محدوده پارک کویلر و در جنوب روستای یل چشمه است. صبح ساعت حدود 30/6 – 7 به روستای یل چشمه رسیدیم. پس از حرکت کوتاه و خروج از منطقه مسکونی جناب آقای ادی زا ده صحبت هایی را با گروه ها و اعضای هیئت دررابطه با محیط جنگلی وخطرات کوهنوردی دراین منطقه ایراد نمودند و از همه خواستند که به همدیگروبه طبیعت احترام بگذارند. سپس با راهنمایی آقای فیروز بخت و عقب دار آقای شیردل حرکت کردیم. در ابتدا سوزسرمای پاییزی دستانم را اذیت می کرد دستکش به دست کردم. و سعی کردم خانمهارادر یک ردیف مرتب هدایت کنم و از انها خواستم پشت سرهم گام بردارندو نه درکنار هم. مناظر بسیارزیبایی بود. برگ ریزان پاییز در میان درختان عریان . این پاییز بود که اشک می ریخت درآخرین نبردش با زمستان. پاییز داشت باروبندیلش رو می بست واین به وضوح دیده میشد. دلم برایت تنگ می شود فصل من...
خلاصه بعد از طی مسیری شیب که بخاطر ریزش برگهای پاییزی سر شده بود به منطقه همواری رسیدیم و تصمیم گرفتیم آنجا صبحانه رابخوریم. حرکت ما به سمت جنوب بود. ساعت 30/11 از همه خواستیم که به استراحت بپردازندو از روشن کردن آتش در نزدیکی برگها و درختان خشک پرهیز کنند. چند تن از اعضاء مأمور روشن کردن آتش شدند. هوا رو به گرمی نهاده بود. نقاطی معین را انتخاب کردیم و برگها را از اطراف آن نقاط جمع کردیم و چاله هایی کوچک کندیم و در داخت آنها آتش روشن کردیم. پس از صرف غذا و استراحت دیداری با جنگلبانان و مأموران محیط زیست منطقه (آقایان پایین محله- خرمندو پولادی) داشتیم که از ایشان بخاطر زحمات فراوانشان بسیار متشکرم .
ساعت 45/1 قصد بازگشت داشتیم. مسیر کمی شیب داشت و ازهمه خواستیم بسیار با احتیاط گام بردارند. در مسیر بازگشت متأسفانه حادثه ای برای حمید رجبی همنورد عزیزمان رخ دادو ایشان دچار شکستگی پا شد. به کمک یکی از اهالی منطقه با اسب ایشان رابه پایین و ازآنجا با آمبولانس به بیمارستان انتقال دادیم.
امیدوارم به زودی سلامتی شون رو به دست بیارن.
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
|
||
|
|
|
|
|
فدراسيون كوه نوردي و صعودهای ورزشی با توجه به فرا رسيدن فصل سرما و حساسيتهاي انجام صعود ، توصيههاي لازم را با صدور اطلاعيه به كوه نوردان اعلام كرد. * همراه داشتن پوشاك كافي و مناسب فصل منبع: هم طناب کمیسیون فنی بررسی حوادث کوه نوردی تشکیل جلسه داد. ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمانروایی که می کوشید تا مرزهای جنوبی کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهای سرداری محلی مواجه شد و مزاحمتهای سردار به حدی رسید که خشم فرمانروا را برانگیخت و بنابراین او تعداد زیادی سرباز را مامور دستگیری سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نیروهای فرمانروا درآمدند و برای محاکمه و مجازات با پایتخت فرستاده شدند. فرمانروا با دیدن قیافه سردار جنگاور تحت تاثیر قرار گرفت و از او پرسید: ای سردار، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت کنم، چه می کنی؟ سردار پاسخ داد: ای فرمانروا، اگر از من بگذری به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود. فرمانروا پرسید: و اگر از جان همسرت در گذرم، آنگاه چه خواهی کرد؟ سردار گفت: آنوقت جانم را فدایت خواهم کرد! فرمانروا از پاسخی که شنید آنچنان تکان خورد که نه تنها سردار و همسرش را بخشید بلکه او را به عنوان استاندار سرزمین جنوبی انتخاب کرد. سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسید: آیا دیدی سرسرای کاخ فرمانروا چقدر زیبا بود؟ دقت کردی صندلی فرمانروا از طلای ناب ساخته شده بود؟ همسر سردار گفت: راستش را بخواهی، من به هیچ چیزی توجه نکردم. سردار با تعجب پرسید: پس حواست کجا بود؟
همسرش در حالی که به چشمان سردار نگاه می کرد به او گفت: تمام حواسم به تو بود. به چهره مردی نگاه می کردم که گفت حاضر است به خاطر من جانش را فدا کند!!! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط س-الف
|
|
||